ابزار وبلاگ نویسی
♥... من و دلتنگی ...♥
♥... من و دلتنگی ...♥


بازم دلتنگتم
از صبح که پاشدم دلم بدجوری هواتو کرده آخه بی خود که نیست عاشقتم
دلم خیلی گرفته می خوام صدای تو باشه و گریه های من .....
می خوام اصرار های تو برای گریه نکردنم باشه و بغض کردنای من....اما .....
اما هیچ وقت این خواستن ها واقعیت نمیشه......
وقتی فک می کنم که شاید دیگه هیچ وقت صداتو نشنوم بیشتر تشنه ی
صدات می شم آخه مگه تقصیر من بود؟ عاشقم کردی و بعد رفتی؟
مگه من همونی نبودم که قرار بود واسه همیشه مال تو باشم؟ هان؟
چرا؟ آخه چرا؟
اصلا بی خیال باز ناراحتت نکنم عشقم همه جارو واسه پیدا کردنت زدم بهم اما
نیستی که نیستی دیگه چی کار کنم؟ تو بگو.... دیگه بریدم ، هیچ کاری ازدستم
برنمیاد جز اینکه بشینم و گریه کنم و از خدا بخوامت اما انگار خدا هم پشت کرده بهم....
ولی باز هرشب از خدا می خوامت......
عشقم سلامت باشی 

♥ نوشته شده در سه شنبه 4 فروردین 1394 ساعت 11:06 ق.ظ توسط sana : نظرات()


تو
حوصله ی خواندن ندارم

حوصله ی نوشتن هم ندارم


این همه دلتنگی نه با خواندن حل میشود و نه با نوشتن

دلم تو را میخواهـــــــد

فقط همین...

♥ نوشته شده در یکشنبه 2 فروردین 1394 ساعت 11:13 ب.ظ توسط sana : نظرات()


همه می گویند...

. چرا دروغ؟!

امروز اعتراف میکنم..

دوستت دارم..

همه میگویند قیدت را بزنم..

اما "نمیــــزنم"..

آری!

شاید هیــــچ وقت مال من نشوی..

اما میخواهم که دوستت داشته باشم..!

همه میگویند فراموشش کن..

من هم میگویم: "نمیــــــتوانم"..

اما دروغ میگویم!!!!!

"میــــــتوانــم"..

اما..

"نمیــــــــخواهم"..!

نمیـــــخواهم فراموشت کنم..

اشکالی ندارد..

زجــــر میــکشم اما..

در دلم نگــــه میدارمت..!

این همه مدت با نداشتنت

عـ ا شـ قـ ت  ماندم.."..

حرف من..

عـ شـ ق  استـــــ..

عــ شـــ ق!


♥ نوشته شده در یکشنبه 2 فروردین 1394 ساعت 06:54 ب.ظ توسط sana : نظرات()


آخر سال
لحظه های آخر ساله و ...

ادامه مطلب
♥ نوشته شده در شنبه 1 فروردین 1394 ساعت 12:29 ق.ظ توسط sana : نظرات()


کاش بودی ...

کاش بودی تا امسال باهم غم هامونو توی آتیش بسوزونیم

کاش بودی تا امسال باهم آرزومونو میفرستادیم آسمون

ولی... ولی حالا که نیستی می خوام خوشحالیمو بسوزونم

حالا که نیستی می خوام آرزوی خوشبختیه تورو بفرستم آسمون

می خوام امشب آتیش آخرشبو با اشکام خاموش کنم اخه میدونی؟

اشکام شبا بالشمو خیس می کنه مگه میشه آتیشو خاموش نکنه؟

کاش بودی تا حداقل امشب باصدای تو آروم میشدم ، تا حداقل امشب

به صدای تو گوش میدادم نه صدای خواننده ها،...

کاش بودی تا امشب با تو از رو آتیش می پریدم نه با عکستو یادت...

آخه میدونی هیچکدوم جاتو واسم نمیگیره ....

کاش بودی..... اینا همش یه کاشه هیچ وقت واقعیت نمیشه

اما یه چیزی هست که واقعیته

امشب آرزوی خوشبختیتو میفرستم هوا و از خدا می خوام

همه چیرو تموم کنه....

چهارشنبه آخر سالت مبارک عشقم

♥ نوشته شده در سه شنبه 26 اسفند 1393 ساعت 02:11 ب.ظ توسط sana : نظرات()


امسال نیز به پایان رسید و.........


آخره ساله،دلم گرفته از آدمایی که ازشون انتظار دل شکوندن نداشتم.

از گریه هایی که به .......


ادامه مطلب
♥ نوشته شده در دوشنبه 25 اسفند 1393 ساعت 06:31 ب.ظ توسط sana : نظرات()


بهار در راه است

*بهار در راه است*

زمستان کم کم بار و بندیلش را می خواهد ببندد و راهی سفر شود.سفرش طولانیست و شاید چند ماهی طول بکشد تا دوباره به خانه ی ما سر بزند و با سرمایش به زندگی ما گرما ببخشد.

 


ادامه مطلب
♥ نوشته شده در دوشنبه 25 اسفند 1393 ساعت 05:56 ب.ظ توسط sana : نظرات()


مهمه

میگی مهم نیست

اما اسمشو وقتی می شنوی داغ دلت تازه می شه

میگی مهم نیست

اما تا بهش فکر می کنی اشک توی چشات جمع می شه

میگی مهم نیست

اما تو تنهایی همش باهاش حرف می زنی

میگی مهم نیست

ولی بعضی اوقات دستت میره رو شمازش که زنگ بزنی، نزنی، بزنی، نزنی!!

میگی مهم نیست

 اما دلت می خواد بازم بهش فکر کنی

میگی مهم نیست اما دلت واسه صداش و خنده هاشو دعواهاش لک زده

میگی مهم نیست

اما شبا تا صبح خوابت نمی بره

با خودت میگی ینی داره چی کار می کنه؟

میگی مهم نیست

اما میدونی چقدر مهمه !!!!

میدونی دوسش داری پس نگو مهم نیست !

بگو مهمه اما نیست .....
♥ نوشته شده در شنبه 23 اسفند 1393 ساعت 06:00 ب.ظ توسط sana : نظرات()


نکند تو باشی؟؟
ﺣﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ، 

ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ : ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ... ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺶ ﮐﺮﺩﻡ ! 

ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺗﻤﺎﺱ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ، 

ﺳﺴﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ... 

ﮐﻪ ﻧﮑﻨﺪ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ

♥ نوشته شده در چهارشنبه 20 اسفند 1393 ساعت 07:04 ب.ظ توسط sana : نظرات()


ای کاش اون میدونست که..
کاش اون میدونست که صبح ها با مرور اسم اون بیدار میشم.. حتی بعد از این هممممه مدت..!

کاش اون میدونست که هنوز هم با یاد خوبی هاش حتی با شنیدن اسمش اشک چشام أمون نمیده!!

کاش اون میدونست که هر چی تلاش کردم فراموشش کنم.. نشد که نشد!

منو ببخش.. منو ببخش که دوستدارم ولی اینو بدون نمیتونم فراموشت کنم چون ذره ذره عاشقت شدم چون ذره ذره به تمام خوبیهات پی بردم!! 

حالا چیجوری انتظار داری یهو فراموشت کنم!! هان؟ نه هرگز.. هرگز.. تا قیامت!


به قول گفتنی:

"..روی فرش دلم جوهری از عشق تو ریخت، آمدم پاک کنم عشق تو را، بدتر شد!!.."

♥ نوشته شده در چهارشنبه 20 اسفند 1393 ساعت 06:42 ب.ظ توسط sana : نظرات()


نفهمیدی
حالم خراب تر از همیشس. هرروز بیشتر از روز دیگه ای نبودشو حس می کنم.
دوست داشتم کنارم باشه. ای خدا !! مگه من چه گناهی کردم که ازم فاصله گرفت.
دلتنگشم. دلتنگ کسی که عاشقش بودم و ندونست. خیلی سخته که ازت دور باشه
اما خاطرات تلخش کنارت باشه و نفس به نفس یادت بیاد که چقده دوسش داشتی.

♥ نوشته شده در چهارشنبه 20 اسفند 1393 ساعت 06:36 ب.ظ توسط sana : نظرات()


نامرد
گیرم خودم از کاری که باهام کردی گذشتم.....
قلبم چی؟
یادته بهم گفته بودی غرورتو بشکون بعد بامن باش؟
شکوندم خوردش کردم، اما یادم نمیاد قرارمون شکوندن
قلبمم بود!!!!
آخ که نمیدونی هرشب از خدا چقدر تورو می خوام .....
دیگه غرور واسم بی معنیه...
من هرجقدرم که بگم برام مهم نیستی، خودم که میدونم انقدر
برام مهمی که نمی تونم بهت فکر نکنم، میدونم که هنوز کسیرو
دوست دارم که قلبمو شکست، میدونم که حاضرم همه چیمو بدم
فقط تو باشی کنارم، فقط تو باشی که اسممو صدا می کنی.
هی.....
با کی دارم صحبت می کنم؟ دارم خودمو گول میزنم که پیشمه، کار
هرروزمه. نمی دونم باکی، واسه کی حرف میزنم؟ اون دیگه پیشم نیست.
اما عکساش .... نه عکساشم جاشو واسم نمیگیره....
دیکه خستم نمیدونم با نبودش چی کار کنم، خستم خدااا به جون خودم خستم
توی این زمینت کسی نیست که بفهمه چی میگم، کسی با وفا نیست، خیلیاشون
نامردی می کنن....
آهای شمایی که می خونی سعی کن نامرد نباشی، به اونایی که دوست دارن فکر کن.

♥ نوشته شده در یکشنبه 17 اسفند 1393 ساعت 06:10 ب.ظ توسط sana : نظرات()


بی وفاااااا
دلم خیلی برات تنگ شده ...
عکست جاتو واسم نمیگیره، فکر کردن بهت عاشق ترم می کنه
فکر کردن به حرفات شبامو روز می کنه...
خدایااااااااا... دلگیرم ازت..... دلگیرم....
آخه چرا؟؟؟
میدونی چندروز گذشته ؟؟ هنوز به یادمی ؟؟ یا فراموشم کردی ؟؟؟
عذاب وجدان نگرفتی؟؟؟
به خدا دلتنگتم خسته شدم از نبودت آخه چرا رفتی؟ چرا محکوم شدم
به نبودت؟؟؟ اصلا چرا باید بی تو زندگی کنم؟ چرا باید بعد تو نفس بکشم؟
از همه دلگیرم از کسایی که ......
هرشب واست نامه می نویسم نمی دونم قراره به دستت برسه یانه
هرشب بعد نماز انقدر واست دعا می کنم که مهرم از گریه هام خیس میشه
اخه نمیدونم چطوری بهت فکر نمی کنم، نمیدونم اصلا معنیه حرفی که گفتی رو
فهمیدی یانه؟
عشقم بدون با فکرت روزام داره می گذره....

i always think about you

♥ نوشته شده در پنجشنبه 14 اسفند 1393 ساعت 12:22 ب.ظ توسط sana : نظرات()


بی وفاااااا
3vi00k3639mw8ujw9cf.jpg
♥ نوشته شده در پنجشنبه 14 اسفند 1393 ساعت 12:18 ب.ظ توسط sana : نظرات()


حس و حال
یه وقتهایی هست که خودتم فاز خودتو نمیدونی

چن دقیقه خوشحالی چن دقیقه ناراحتی

بجز چندتا عکس و چند تا اهنگ غمگین هیچی ارومت نمیکنه

صداش مثه ابی میمونه که بریزه رو آتیش دلت اما همون صدا گریت میندازه

یه نفر عامل اروم شدن توعه ولی نیس هر چی میگردی بازم اثری ازش نیس

نبودش واست سنگینه

گوشیتو بر میداری میری تو دنیای مجازی همه ی احساساتت رو مینویسی شاید همدردی پیدا کردی

میری سراغ پستاش نگاش میکنی داری اروم میشی کامنتا رو میبینی باز داغون میشی همه حرفاتو بهش گفتن

میری یه گوشه یه بالشتو میگیری بغل چشاتو میبندی و اونو تصور میکنی و باهاش درد و دل میکنی از غصه هات براش میگی اینکه میترسی از ابراز علاقه بهش

از نبودنش شکایت میکنی

با این که میدونی اونجا نیست اما ساعت ها باهاش حرف میزنی

لابلای این حرفا اشک تو چشمات جمع میشه میزنی زیر گریه اما

با خودت میگی اخه من چطوری میتونم تورو فراموش کنم تو همه دلخوشی منی

از همه چی دلگیری دوباره میری سراغ گوشیت میبینی پست جدید گذاشته

کلا یادت میره چقدر دلگیر بودی فقط فکر اینی که حرفاشو با دقت بخونی... و همه روزای زندگیت این طوری میگذره





♥ نوشته شده در یکشنبه 10 اسفند 1393 ساعت 06:49 ب.ظ توسط sana : نظرات()


Design By : Bia2skin.ir