ابزار وبلاگ نویسی
♥... من و دلتنگی ...♥ - باران
♥... من و دلتنگی ...♥


باران


کفش هایت را زیر باران جا گذاشتی باران آمد ولی نرفت و کفش هایت را در نبودن پاهایت پر کرد. داشتم به کفش هایت می نگریستم که چگونه باباران همبازی شده اند.برایم جالب بود.می خواستم زیرباران باتو  هم بازی شوم به خاطر همین رفتم و کفش هایم را از پایم درآوردم و خودم برگشتم تا گوشه ای بنشینم و بازی هایمان را  تماشا کنم.لبخند غم آلودی زدم.باران با کفش هایم هم بازی نشد.او انگار فقط تو را دوست داشت.دست خودم که نیست آنقدر دنبال رد پاهایت گشتم که کفش هایم پاره شده اند.بی هوا به دنبال هوایت می  گشتتم.رد پاهایت را بی هیچ درنگی دنبال می کردم  تا که می خواستم به تو برسم باران تورا از من دور کرد.تنها چیزی را که از تو برایم باقی گذاشت کفشهایت بود.حتی رد پاهایت وحتی بوی نفس هایت را نیز از من گرفت.کفش های من گریه نکنید بارن  که بند آمد دوباره راهی خواهیم شد دنبال یک  عشق جدید،بی بهانه چی دوست،بی هوا به دنبال یک هواااااا..........


                                                      azin


♥ نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت 1394 ساعت 09:06 ب.ظ توسط sana : نظرات()


Design By : Bia2skin.ir